تبليغاتX
سفر عشق


سفر عشق

سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه........آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه.....

دلم برای کسی تنگ است :

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…


دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 21:1 توسط احسان| |

عشق یعنی خون دل یعنی جفا

عشق
یعنی درد و دل یعنی صفا

عشق
یعنی یک شهاب و یک سراب

عشق
یعنی یک سلام و یک جواب

عشق
یعنی یک نگاه ویک نیاز

عشق
یعنی عالمی راز و نیاز
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 12:25 توسط احسان| |

دیریست که در کوچه دلتنگي من


آوازه قدم هاي آن دلبر زيبا


شنیده نمی شود


شايد روانه وادی دلدار دگر شده


نه !


نه !


نه !


هیچ کلبه اي گنجايش رنگ حضور آبی او را ندارد


من همچنان در سرزمین انتظار


در امید نسیمی از عطر خنده هايت


شب ها را سحر می کنم...


تو را به عشقت قسم


روزگارم را با تابش نگاهت


آفتابی کن . . . !

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 14:6 توسط احسان| |


مثل شمع بزم آبم کرد و رفت

                          عشوه ای آورد و خوابم کرد ورفت

     رفت و کوه طاقتم را باد برد

                          یوسف امید من در ماه مرد

    ای دل شوریده مستی میکنی

                           باز هم شبنم پرستی میکنی

   نام هر کس که شود آهوی دشت

                          ای دل غم دیده دیدی بر نگشت

   بعد از این زهر جدایی را مخور

                          چوب عمر بی وفایی را نخور

   من که گفتم ای دل بی بندوبار

                          عشق یعنی رنج و یعنی انتظار......

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 23:23 توسط احسان| |

اگه بگم قول می دم تا همیشه باهات باشم...

اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم...

اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی...

اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی...

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم...

اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم...

اگه بگم ماه منی٬ هر نفس راه منی...

اگه بگم بال منی٬ لحظه ی پرواز منی...

میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال...

میشی برام باغبون میوه های تشنه و کال...

میشی برام ماه شبای بی سحر...

میشی برام ستاره ی راه سفر...

ولی بدون هر جا باشی یا نباشی...

مال منی....

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 12:5 توسط احسان| |

من پذيرفتم شكست خويش را
پندهاي عقل دور انديش را
من پذيرفتم كه عشق افسانه است
اين دل درد آشنا ديوانه است
مي روم شايد فراموشت كنم
با فراموشي هم آغوشت كنم
مي روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب ديدنم آزاد باش
گرچه تو تنها تر از من مي روي
آرزو دارم تو هم عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را
تلخي برخوردهاي سرد را....

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 22:36 توسط احسان| |

سلام به تک تک دوستای خوبم که همیشه با من بودن…

امیدوارم حال همتون خوب باشه!!!!!!!!!!!!!!

بچه ها یه نظر سنجی ازتون میخوام .

آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا شما با بستن وبلاگ من موافق هستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لطفا نظراتونو صادقانه بگید……

ممنون میشم…..

باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 23:31 توسط احسان| |

زيادي خوبي كردم

رفتي نموندي با ما

آخر خط رسيده

دوسم نداري حالا

***

با رقيبم نشستي

گفتي همين كه هستي

رفتي و بي تفاوت

دل منو شكستي

*****

يه روزي بر ميگردي

وقتي كه خيلي ديره

خيال ميكردي قلبم

بدون تو ميميره

*****

خيال ميكردي هيچوقت

دست تو رونميشه

بازي ديگه تمومه

برو واسه هميشه

****

دلم گرفته از تو

از عاشقي حرف نزن

آخر قصه ما

نه تو ميموني نه من

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 23:58 توسط احسان| |

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

 قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 0:11 توسط احسان| |

می نویسم . . .

برای تو ...نه

برای تو که نه. . .
برای دستهای تو می نویسم.


دستهایی که دستانم را محکم می فشرد


و خود را عشق می نامید
.
و من دست در دست عشق


گاه می خندیدم . گاه گریه می کردم .گاه....

گاه....


گاه دیوانه میشدم . گاه عاشق میشدم ... اه عاشق میشدم

گاه اینچنین


اه اینچین

اینچنین شد که من بازیچه دست عشق شدم

اه که عشق...


گاه عشق دستانش را پس میکشد

برای تو ... نه

برای تو که نه...

برای دستهای تو می نویسم

دستان عشق...

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 13:7 توسط احسان| |

عشق یعنی...

عشق يعني يك سلام و يك درود

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى

نوشته شده در جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 13:19 توسط احسان| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

 - -